این مقاله توسط کارشناسان و سیاستمداران
آمریکایی نوشته شده است که پیش از این در مراحل مختلف، دولت «اوباما» را
تشویق به گسترش روابط دیپلماتیک با ایران کردهاند. این مقاله از نظر
زبیگنیو برژینسکی و برنت اسکوکرافت به واسطه ارایه طرح استراتژیکی و
خلاقانه دیپلماسی با ایران تحسین شده است.
«دولت من
هماکنون متعهد به پیگیری دیپلماسی و پیوندهای سازنده میان ایران و
ایالاتمتحدهآمریکا و جامعه بینالمللی است. جلو این فرآیند نباید با طرح
تهدیدات گرفته شود. ما بهدنبال روابطی هستیم که صادقانه است و ریشه در
احترام متقابل دارد.»
باراک اوباما مارس 2009
امسال میتواند
سال آغاز رابطه «صادقانهای با ایران باشد که ریشه در احترام متقابل دارد.»
این پیشنهاد همانند پیشنهاد چهارسال پیش اوباما نیست؟ بهنظر میرسد این
هدف نمیتواند بدون چرخشی در تفکر ایرانیها و بدون تغییر در استراتژی
سیاسی و دیپلماتیک آمریکا تحقق پیدا کند. اما دو متغیر یکی در ایران و
دیگری در منطقه، زمینهساز شرایط مثبتی است که ما را به امکان موفقیت
پیشرفتهای دیپلماتیک امیدوار میکند.
اولین متغیر، انتخابات
ریاستجمهوری ایران است که به انتخاب «حسن روحانی» منجر شد؛ نامزد پیروزی
که مدیون ائتلاف جناحهای اصلاحطلب و میانهرو است. با کنار رفتن
احمدینژاد، احتمالا شانس آغاز مرحلهای جدید در روابط با ایران برای دولت
اوباما فراهم خواهد شد.
متغیر دوم، جنگ در سوریه است که بهصورت
بالقوه منطقه را بهسمت منازعهای میان سنیها و شیعیان میبرد. این تهدید
مستقیمی علیه منافع حیاتی ایران و مشوق تهران برای کاهش تنش با جامعه
بینالمللی است.
ایران و ایالاتمتحده اختلافات مهمی با هم دارند
اما یک توافق بر سر توانمندی هستهای ایران باید در درجه اول باشد. این
میتواند گشایشگر گفتوگوهایی با ایران با توجه به مسایل عراق و البته
افغانستان هم باشد.
یک رابطه موثر و کارآمد میان ایران و ایالاتمتحده میتواند به پیشبرد تلاشهای دیپلماتیک در سوریه نیز کمک کند.
برخلاف
فرصتها و انگیزههای جدیدی که بهوجود آمده است، آمریکا و ایران
بدگمانیهای عمیق و قابلتوجیهی نسبت به یکدیگر دارند. در تاریخ مشترک هر
دو کشور نیز فرصتهای ازدسترفته و سوءتفاهمهایی دیده میشود. برای غلبه
بر این بیاعتمادی نیاز داریم تا در زمانی اینچنین پرمخاطره، مدیر توانمندی
در میدان باشد.
برنامه هستهای ایران درحال پیشرفت است و وقایع
سوریه در حال از کنترلخارجشدن. بدون تغییر در جهتگیری فعلی، آمریکا
میتواند جنگ دیگری را روبهروی خود در خاورمیانه ببیند؛ جنگی که به تضعیف
اقتصاد و نفوذ سیاسی آمریکا منجر خواهد شد.
در این مقاله ما مسیر بازنگریشده دیپلماتیکی را برای رسیدن به حداقل
محدودیتهای قابل پذیرش در برنامه هستهای ایران پیشنهاد میکنیم؛
محدودیتهایی که اطمینان قابلقبولی را فراهم میکند که بر آن مبنا تهران
به بمب اتم دست پیدا نخواهد کرد. ما خطرات موجود در اتخاذ این رویکرد را چه
در سطح بینالمللی و چه ملی، کمتر از آنچه باید ارزیابی نکردهایم؛ با این
حال بر این باوریم که مسیر کنونی نشاندهنده خطرات بیشتر و احتمالا
هزینههای فاجعهبارخواهد بود.
ما کجای رابطه ایران و آمریکا ایستادهایم: برنامه هستهای
آمریکا
دلایل متعددی دارد که درباره اقدامات ایران نگران باشد. تهدید ایران علیه
اسراییل، حمایت از حزبالله، حماس، مسایل داخلی ایران و در یکی از آخرین
نمونههای این نگرانی مداخله بهنفع بشار اسد در سوریه. اما با همه این
تفاسیر بزرگترین نگرانی، برنامه هستهای پیچیده و گسترده ایران است. ایران
مشغول ساخت بمب اتم است؟
برخلاف بعضی اظهارنظرها، ارزیابیهای
اطلاعاتی آمریکا و اسراییل و دیگر کشورها نشان میدهد که رهبران ایران
تصمیمی برای ساخت بمباتم ندارند. ایران دارای عناصری از برنامه تسلیحات
اتمی در دهه 1990 بود اما ایران این عناصر را در 2003 متوقف کرده است. از
آن تاریخ بهبعد، ایران شروع به بالابردن توان غنیسازی اورانیوم کرده اما
تا آنجایی که ما میدانیم تلاشی برای ساخت بمباتم نداشته است. این موضوعی
است که مدیر اطلاعات ملی، «جیمز کلپر» دوبار آن را تایید کرده است.
در
حالی که واشنگتن جدا درباره انگیزههای اتمی ایران دغدغه دارد، تهران هم
دغدغهها و البته بدگمانیهای مختلفی دارد. رهبران ایران میگویند که
انگیزه واقعی آمریکا حذف نظام سیاسی ایران است. اگر هر دو طرف، به جای تکیه
بر گمانهزنیهای تاییدنشده درباره نیات طرف دیگر به واقعیتها تمکین
کنند، شانس بهتری را برای رسیدن به توافقی شفاف، قابلقبول و قابل اجرا
خواهند داشت.
دستاوردهای جدید، فرصتهای جدید
با
توجه به سه دهه بدگمانی متقابل بین ایران و آمریکا رابطه فورا نمیتواند
تغییر کند. هنوز حداقل دو عامل دیگر وجود دارد که احتمال چرخش گرایشها و
رفتار دو کشور را مطرح میکند: انتخابات اخیر ایران و تغییر اوضاع و احوال
در خاورمیانه.
انتخاب «حسن روحانی» بهعنوان رییسجمهوری جدید،
زمینهساز آغاز برخی تغییرات در روابط ایران-آمریکاست. این به این معنا
نیست که با احمدینژاد و انکار هولوکاست کنار آمده باشیم. اما از طریق
نتیجه این انتخابات فضای سیاسی بازتری برای مذاکره شکل گرفته است.
رییسجمهوری
منتخب، فرد مطلعی درمورد مذاکرات پیشین است و رابطه خوبی با رهبری عالی
نظام دارد. رهبری تصمیمگیرنده نهایی برنامه هستهای است. انتخابات نشان
داد که مردم ایران گزینه میانهرو را انتخاب میکنند حتی زمانی که آنها از
میان نامزدهای مورد تایید حکومت انتخاب میکنند. بیش از 70درصد مردم در
انتخابات شرکت کردند و بیش از 50درصد به روحانی رای دادهاند. مشارکت مردم
شامل تعداد بالایی از جوانان، قطعا بیانگر حمایت اصلاحطلبان است. آرای
اصلاحطلبان در انتخابات شورایشهر نیز پرشمار بوده است.
حمایت
شکلگرفته از روحانی، باعث شده است تا خوشبینی نسبت به امکان لغو تحریمها
برای همه کسانی که تضعیف اقتصاد، استاندارد زندگیشان را پایین آورده،
بهوجود بیاید. انتخاب روحانی، تحلیلگران را درخارج از ایران شگفتزده کرد.
در مبارزه انتخاباتی، او نماینده جناحی شد که «عملگرا-میانهرو» خوانده
میشد و مورد حمایت رییسجمهوران پیشین ـخاتمی و هاشمی ـ قرار گرفتند.
در
جریان مبارزات انتخاباتی، روحانی خواستار فضای باز سیاسی و ارتباط بیشتر
با جامعه بینالمللی بر سر پرونده هستهای شد. او همانند اکثر ایرانیها،
مدافع برنامه صلحآمیز هستهای است. پیش از این گفته بود: «ما آماده ارایه
شفافیت بیشتر بر سر پرونده هستهای هستیم.» موضوع تسلیحات اتمی هرگز در
مبارزات انتخاباتی مطرح نشد. در سال 2011 یکی از پژوهشهای «رند» دریافته
بود که اکثر پاسخدهندگان موافق برنامه هستهای به منظور اهداف غیرنظامی
هستند و تحلیل «پیپا» 2008 عنوان کرده بود که 58درصد از پاسخدهندگان فکر
میکنند «ساخت تسلیحات اتمی برخلاف اصول و موازین اسلام است.»
در
آمریکا طرفداران سیاست ستیزهجویانهتر، دو گروه هستند: گروه نخست معتقدند
روحانی صادقانه بازی نمیکند. گروه دوم میگویند او صادقانه صحبت میکند
اما بر ساختار، نفوذ چندانی ندارد.
گروهی که از برقراری رابطه با
ایران حمایت میکنند خوشبینی محتاطانهای ابراز میکنند اما در عین حال
نگرانند که رییسجمهوری جدید با بیاعتمادی جامعه بینالمللی روبهرو شود
یا اینکه مورد انتقاد عناصر شدیدا محافظهکار داخل ایران قرار گیرد.
رییسجمهور
منتخب روحانی است، فردی از دورن نظام و معاملهگری است که با توقف
غنیسازی درسال 2004 برای نظارتهای پروتکل الحاقی 2003 توافق کرده است. پس
از انتخابات، سخنرانی روحانی امیدبخش بود. او بلافاصله بعد از انتخابات
گفته بود «من سیاست مصالحه و صلح را پیش خواهم گرفت و با دنیا تعامل خواهیم
داشت» و در عینحال از آمریکا خواست تا دخالت در امور داخلی ایران را
متوقف کند و دست از اقدامات سرکوبگرانه -احتمالا منظورش تحریمهاست-
بردارد.
در این مرحله، هیچکس نمیتواند با اطمینان بگوید روحانی
تمام و کمال موفق خواهد شد یا خیر. اظهارنظر محتاطانه میتواند در آزمودن
فرصت پیشرفت و تلاش برای ایجاد شرایطی برای موفقیت ارزیابی شود. ما چنین
مسیر اقدامی را در این مقاله با جزییات طرح خواهیم کرد.
عامل دوم،
وضعیت پرآشوب خاورمیانه است که با سقوط «بنعلی» در تونس شروع شد و با
خشونتهای ویرانگر در سوریه همچنان ادامه دارد. میشنویم که موقعیت [با
ثبات] ایران در این فضای آشوبزده محکمتر شده است و آمریکا نفوذ خود را هر
چه بیشتر از دست میدهد.
در بدترین حالت اینکه، آشوب سوریه بدون
توجه به اینکه چه کسی برنده خواهد بود، در حال شعلهورکردن منازعه فرقهای
در سراسر خاورمیانه است. شورشیهای سوریه مورد حمایت قطر و عربستان هستند.
اینها همگی تهدید مستقیمی علیه منافع ایران هستند.
در عین حال
درگیرکردن ایران در چنین منازعاتی میتواند تقابل ایران با اسراییل را هم
کمرنگ کند. در چنین اوضاعی اسراییل میتواند از کشمکشهای داخلی گروههای
مسلمان سود ببرد.
در افغانستان هم، ایران و آمریکا منافع مشترک
دارند. بعد از 11 سپتامبر هر دو کشور برای استقرار دولت حامد کرزای تلاش
کردند. امروز بعد از یک دهه، هر دو کشور از دغدغه مشترکی رنج میبرند: ظهور
طالبان و خطر بازگشت آنان به قدرت. این در حالی است که برای سالهای
متمادی ایران و آمریکا گفتوگوی موفقیتآمیزی برای یافتن زمینههای مشترک
در افغانستان را تجربه نکردهاند.
با انتخابات ریاستجمهوری در
افغانستان و خروج آمریکا از این کشور، نیاز به گفتوگو، جدیتر شده است.
تحولات چندلایه منطقهای، تفکر «بازی با حاصلجمع صفر» ایران و آمریکا را،
تحتتاثیر قرار داده است. هر دو کشور باید احتمال ظهور مجدد القاعده طالبان
را بازسازیشده و چشمانداز جنگ فرقهای را از سوریه تا عراق و از ترکیه
تا غزه مدنظر داشته باشند. همه اینها را در کنار بهقدرترسیدن رییسجمهوری
جدید ایران در تهران بگذاریم، این چرخشهای تهدیدزا و جدی، نیاز به طرح
مسیری جدید برای رابطه میان دوکشور را بار دیگر، مورد تاکید قرار میدهد.
اقدام بر مبنای فرصت؛ انتخاب یک: دیپلماسی فشار
واشنگتن
میتواند رویکرد فعلی را که از زمان سقوط شاه بر آن محور حرکت کرده، باز
هم ادامه دهد. رویکردی که به سیاست «دو مسیره» اول تحریم و بعد انزوا
استوار است و البته دیپلماسی را هم کنار نمیگذارد. درحالیکه تحریمهای
تصویبی آمریکا در کنار جامعه بینالمللی اقتصاد ایران را تضعیف کرده است و
تقابل جهانی با برنامه هستهای ایران را نشان داده است با این حال کار
چندانی برای تغییر کنشها و سیاستهای ایران نتوانسته است انجام دهد.
یک
دلیل میتواند افزایش فشارها باشد. بعضی از مروجان دیپلماسی فشار معتقدند
که چنین رویکردی به «جان.اف.کندی» برای تحت فشار گذاشتن «نیکیتا خروشچف»
در بحران موشکی کوبا کمک کرد. اما باید به یاد داشته باشیم که توافق نهایی
زمانی به دست آمد که کندی برای خروشچف راه گریزی با حفظ اعتبار شوروی فراهم
کرد؛ زمانی که آمریکا هم موشکهای «ژوپیتر» را از ترکیه در مقابل اقدام
مشابه شوروی در کوبا برچید.
چند سال پیش از آن، زمانی که چین در
اقدامی برای تحقیر و تهدید تایوان، جزایر «ماتسو» و «کوئموی» را تصرف کرد،
«آیزنهاور» شخصا نشان داد که علاقهای به دادن اولتیماتوم ندارد. آیزنهاور
به جای اینکه به تعریف نقطهای بپردازد که آمریکا دست به حمله نظامی بزند،
گفت که تنها تلاش میکرده است زمانی که از تصمیم او برای رویارویی با این
موضوع پرسش میشده است، «رسانه» را گیج کند.
آیزنهاور به قلب این
توصیه کلازویتس راه یافته بود: آنجایی که میگوید ملتی که برای بقا میجنگد
بدون توجه به فشارها، ثابتقدم میماند. فشار بیشتر تنها این باور را در
میان رهبران ایران تقویت میکند که هدف آمریکا تخریب نظام سیاسی ایران است و
این رویه مقاومت ایرانیها را بیشتر و پیشرفت دیپلماتیک را محالتر
میکند.
در مورد گزینه نظامی لازم است آنچه مشاور امنیت ملی
جانسون، «مک جرج باندی» در دهه 1990 درباره جنگ ویتنام گفته بود را یادآوری
کنیم: آنچه او را بیش از هرچیز شگفتزده کرده بود «تحمل دشمن» بوده است.
او تاکید کرده بود که ایمان جدی و زیادی به «قدرت فشار» دارد. «دیپلماسی
فشار» خود یک ترکیب متناقض است.
فشارها ایران را بهسمت مذاکره
میآورد اما مذاکرات دیپلماتیک نمیتواند بدون تامین نیازهای دوطرف پیش
برود. ما تعلیق پیشدستانه تحریمها را بدون حصول یک موافقتنامه از ایران
بر سر پرونده هستهای پیشنهاد نمیکنیم. اما بر این باوریم که تشدید تهدید و
اولتیماتوم بهویژه زمانی که امیدهای جدید معدودی برای پیشرفت دیپلماتیک
وجود دارد، احتمال رسیدن به توافق هستهای را تحلیل میبرد و حتی جلوی آن
را میگیرد.
اقدام بر مبنای فرصت؛ انتخاب دو: دیپلماسی فعال
رویکردی
که اینجا مطرح کردیم بازتابدهنده این واقعیات است. این رویکرد براساس
درسهای آموختهشده از نشستهای بهار گذشته در آلماتی قزاقستان ترسیم شده
است. همانطور که در مذاکرات پیشین دوطرف، هرچه بیشتر خواستههایشان را
مطرح کردند، کمتر مورد قابلپذیرشی به طرف مقابل ارایه دادند. هردو طرف
باید تغییرات اساسی در موضع فعلیشان ایجاد کنند.
در مقابل، آمریکا
و شرکای مذاکرهکننده با ایران، با برنامه صلحآمیز هستهای ایران (با
پذیرش بخشی از غنیسازی) و لغو بعضی از تحریمهای جدی مثل تحریم فلزات
گرانبها، تحریمهای اروپایی بر صادرات نفت و بعضی محدودیتهای بانکی موافقت
خواهند کرد. آمریکا میتواند با فرآیند گام به گام لغو همه تحریمهای
سازمانملل در پاسخ به پیشرفتهای بیشتر موافقت کند. این توافق اولیه
احتمالا زمینهساز یک دوره آزمایشی از تایید و تصدیق است که طی آن از هر
دوطرف انتظار میرود که به توافق موقت پایبند باشند و طبق آن عمل کنند.
دنباله
این روند احتمالا به قدمهای پیشرو منتهی خواهد شد؛ قدمهایی که برداشتن
هر کدام به لحاظ سیاسی مشکل است و با هشدارهای دوجانبه و تحتتاثیر سیاست
داخلی در هر دو کشور پیچیدهتر هم خواهد بود:
این گامها میتواند شامل موارد زیر باشد:
*دولت
اوباما باید از طریق دولتهای دوست ایران تاکید کند که شاید برگزاری نشست
اوباما و روحانی در جریان برگزاری نشست عمومی سازمان ملل در سپتامبر آتی
هیچ مانعی نداشته باشد. چنین نشستی میتواند بهعنوان گفتوگوی جنبی و
احوالپرسی ساده طی نشستهای برنامهریزیشده چندجانبه در سازمان ملل اتفاق
بیفتد. این نشست میتواند مقدمتا با نشست وزرای خارجه و شاید توسط آنها
برنامهریزی شود.
*برقراری بحثهای دوجانبه منظم و حتی روزمره با
ایران میتواند قدم موازی مهمی تلقی شود. تیمهای دایمی در دو طرف موظف به
بررسی اهداف بلندمدت و گامهای عملی هستند که شاید این گامها بتواند بر سر
مسایل عراق یا افغانستان و حتی سوریه آغاز شود. هر دو طرف بدون هیچ
پیششرطی متعهد به مذاکرات و فهم دیدگاههای طرف مقابل بر سر مسایل با
نگاهی برای رسیدن به توافق دوجانبه بر سر موضعگیریهای خویش هستند.
پیشرفت یا از دسترفتن فرصتی دیگر؟
اگر
ایالاتمتحدهآمریکا در حال رسیدن به توافقی با ایران بر سر پرونده
هستهای باشد، واشنگتن هم باید رویکردهای جدیدی را در باب «تفکر در مورد
ایران» ترسیم کند. دولت اوباما باید اتهام جان اف کندی به آمریکاییها در
50 سال پیش را به آنها یادآوری کند، «تنها وجه تحریفشده طرف دیگر را
نبینید، مناقشه را امری اجتنابناپذیر، سازش را امری غیرممکن و ارتباطات را
تنها مبادله تهدیدات نبینید. هنوز زمان برای دیپلماسی وجود دارد، اما تا
زمانی که مذاکرات واقعی طولانیتر را معلق بگذاریم، خطر بزرگتر این است که
منازعه در محیط خشن خاورمیانه فزونی بگیرد. بیش از این تعلیق در مذاکرات
میتواند به از دسترفتن بیشتر اعتماد و ایجاد سوءتفاهم و نفوذ آن در هر دو
طرف منجر شود. در عوض این میتواند زمینهساز و به نتیجه دوجانبه
قابلقبول منتهی شود که البته دشوارتر است. فرصتهای توصیفشده دراین مقاله
احتمالا دوباره دست نخواهند داد. زمان محدودی باقیمانده تا هدف چهارسال
پیش ارتباط صادقانه باراک اوباما منتهی به موفقیت شود.
روی کار آمدن "حسن روحانی" ، نگرانی هایی را در میان برخی کشورها ایجاد
کرده است چه آن که بیم آن دارند ، با بهبود روابط بین المللی ایران و
مشخصاً گشایش در رابطه با غرب و پرونده هسته ای ، منافع شان دچار چالش شود.
در این نوشتار ، سیاهه ای از این کشورها را مرور می کنیم:
رژیم صهیونیستی: برای
دولتمردان اسرائیل ، هیچ چیز مانند حاکمیت یک دولت تندرو در ایران مغتنم
نیست تا در سایه اظهارات رئیس و سایر دولتمردان آن ، بتوانند پروژه ایران
هراسی را پیش ببرند و کشورمان را تهدیدی برای امنیت جهان معرفی کنند.
هم
از این روست که از وقتی که روحانی به پیروزی رسیده، بنیامین نتانیاهو،
نخست وزیر اسرائیل، مدام علیه انتخاب مردم ایران سخن می گوید و جهان را از
اصلاح روابط با ایران برحذر می دارد.
آرزوی صهیونیست ها این است که
بتوانند روزی آمریکا را به "جنگ نیابتی" با ایران بکشانند و با دستان
آمریکا ، چالش بزرگ منطقه ای شان را از میان بردارند. حضور یک رئیس جمهور و
دولت میانه رو در ایران، این آرزو را دست نیافتنی می کند.
کشورهای عربی حوزه خلیج فارس: عربستان سعودی،
خود را بزرگ ترین رقیب منطقه ای ایران می داند. رقابت منطقه ای این دو
کشور در سرزمین هایی گسترده ای از عراق و سوریه گرفته تا لبنان و یمن و
بحرین در جریان است و علاوه بر آن در حوزه هایی مانند اوپک ، سازمان همکاری
اسلامی و ... نیز با یکدیگر رقابت اقتصادی و سیاسی دارند.
کشور دیگر ، امارات متحده عربی
و مشخصاً امارت دوبی است که به واسطه تحریم های ایران ، بیشترین نفع
اقتصادی را می کند به طوری که بخش مهمی از واردات ایران ، از امارات صورت
می گیرد و این در حالی است که امارات ، تولید کننده آنچه صادر می کند نیست ،
بلکه به عنوان واسطه میان ایران و کشورهای اصلی صادرکننده مانند چین عمل
می کند و از این رهگذر سودهای میلیارد دلاری می برد به گونه ای که در سال
های اخیر ، تراز تجاری ایران و امارات ، حدود 10 میلیارد دلار به نفع این
کشور کوچک عربی بوده است.
بهبود روابط بین المللی ایران ، به معنای حذف تدریجی امارات از واسطه گری و عدم النفع شدید این کشور است.
قطر نیز از ادامه تحریم ها و
تضییقات ایران ، سود سرشار می برد. ایران و قطر میدان گازی مشترکی به نام
پارس جنوبی دارند که بزرگترین مخزن متراکم گازی دنیاست.
طبق مقررات بین
المللی ، استفاده از میدان های گازی مشترک برای هر کدام از سهامداران آزاد
است و هر کدام ، هر چقدر که توانست می تواند استخراج کند.
قطر، با بهره
گیری از توانمندی های بین المللی و تکنولوژی های مدرن روز ، توانسته است
حدود 20 برابر ایران ، برداشت گاز داشته باشد و درآمد سرانه اش را به صدر
جهانی برساند ولی در ایران ، فازهای پارس جنوبی ، همچنان به کندی پیش می
روند و به عنوان مثال ، فاز یازدهم ، از 14 سال پیش به دنبال پیمانکار است!
شکست
تحریم ها ، می تواند ایران را در دستیابی به تجهیزات و پیمانکاران معتبر
جهانی برای توسعه هر چه سریع تر پارس جنوبی کمک کند که این اتفاق ، به طور
کاملاً مستقیمی با میزان نهایی برداشت قطری ها ارتباط دارد.
بحرین هم از ضعیف بودن ایران به این دلیل استقبال می کند که اکثریت شیعه این کشور، نتوانند پشتوانه قدرتمندی به نام ایران داشته باشند.
در
مجموع ، چنانچه روابط ایران و غرب و نهایتاً ایران و آمریکا ، بهبود یابد ،
بسیاری از کشورهای عربی ، موضوعیت خود را برای ایالات متحده از دست خواهند
داد و نخواهند توانست با تمسک به پدر اجازه ای شان (آمریکا) ، علیه ایران
موضع بگیرند.
نکته قابل توجه اینجاست که کشورهای عربی خلیج فارس ،
از تحریم های "بسیار شدید" ایران نیز استقبال نمی کنند زیرا در چنین وضعی ،
خود آنها نیز نمی توانند با ایران تجارت گسترده ،سودآور و اغلب انحصاری
داشته باشند.
همچین آنها از جنگ بین ایران و آمریکا نیز استقبال
نخواهند کرد زیرا می دانند در چنان وضعی امنیت منطقه برای دراز مدت مختل می
شود و رشد این کشورها تحت الشعاع قرار می گیرد.
از این رو ، کشورهای عربی منطقه ، خواهان استمرار وضع موجود هستند.
ترکیه: این
کشور در سال های اخیر از دورن مرزهایش به در آمده و برای خود یک نقش منطقه
ای نیز تعریف کرده است تا به دور رقیب منطقه ای ، یعنی ایران و عربستان
بپیوندد. از این رو، هر چه رقبا ضعیف تر و منزوی تر باشند ، برای جایگاه
منطقه ای ترکیه در دراز مدت بهتر است.
به علاوه با تشدید تحریم های
ایران ، بخش مهمی از پتانسیل های تجاری ایران به سمت ترکیه معطوف شده است
به گونه ای که در سال های اخیر ، هزاران شرکت ایرانی در ترکیه ثبت شده اند.
البته
ترکیه ، در حد کشورهایی مانند امارات ، از این وضعیت منتفع نشده است اما
با توجه به تحریم های دریایی جدید ایران ، ترکیه می تواند کرویدور مناسبی
برای حمل و نقل زمینی به ایران باشد و از این منظر هم منتفع شود.
روسیه: روس
ها را می توان جزو برندگان تنش ایران و غرب دانست. نیروگاه اتمی بوشهر که
روزگاری قرار بود توسط زیمنس آلمان ساخته شود ولی به دلیل بحران در روابط
ایران و غرب به دست روس ها افتاد ، یک نمونه نماد بارز در این زمینه است.
علاوه
بر منافع گسترده اقتصادی روسیه در تعامل با ایران ، این کشور در پرونده
هسته ای نیز به دلیل دوری ایران و غرب ، همواره نقش واسط را بازی کرده و
توانسته از هر دو طرف و مشخصاً از تهران امتیاز ستانده است.
چین: بازار
بزرگ 75 میلیونی ایران ، به طور ویژه ای در اختیار چینی هاست. هر چند سایه
اقتصاد چین بر همه جهان سنگینی می کند ولی در ایران ، شرایط خاص تر است،
چه آن که چین ، با بهره گیری از شرایط تحریم ایران ، پول های نفت ایران را
نزد خود نگه داشته و به جای آن ، کالای چینی به ایران می دهد تا اصطلاح
"بنجل های چینی" وارد ادبیات محاوره ای ایرانیان شود! این در حالی است که
اگر شرایط تحریم ها نبود، می شد دلار گرفت و با آن، کالاهای بهتر از سایر
نقاط جهان خرید.
از نظر سیاسی نیز ، وجود پرونده هسته ای ایران در
شورای امنیت و عضویت دائم چین در این شورا ، باعث شده ، چینی ها از موضع
قدرت با ایران برخورد کنند و سوء استفاده ای اقتصادی را تابعی از این وضعیت
سیاسی نمایند.
هند:
این کشور هنوز از معدود خریداران نفت ایران است ولی در شرایط تحریم ، به
جای آن که پول نفت وارداتی را به ارز رایج جهانی (دلار) پرداخت کند ،
"روپیه" می دهد و لذا ایران ناگزیر است ،با روپیه هندی ، از همان هند ،
خرید کند. بدین ترتیب ، پولی که هند بابت نفت ایران می دهد ، در اقتصاد ملی
اش باقی ماند که امتیازی تاریخی برای هند محسوب می شود.
اگر تحریم ها برداشته شود ، هند از این فرصت بی نظیر اقتصادی که احتمالاً تکرارناپذیر نیز خواهد بود ، محروم می ماند.
البته
این فهرست ، می تواند مفصل تر از این باشد ولی کشورهای 9 گانه فوق ،
بیشترین نگرانی را از بهبود جایگاه بین المللی ایران دارند.
با توجه
به این واقعیت که بهبود روابط ایران و غرب و مشخصاً آمریکا ، دشمنان جدی و
متعددی دارد و قطعاً هر کدام از آنها و به ویژه اسرائیل، خواهند کوشید با
لابی های فراوان، مانع از تنش زدایی شوند ، از هم اکنون می توان پیش بینی
کرد که روند دیپلماسی تنش زدا ، با سختی های زیادی همراه خواهد بود و
اینجاست که درایت دو طرف اصلی ماجرا ، می تواند نقش آفرین باشد. روابط
ایران و غرب ، اگر منطقی و بر پایه احترام متقابل باشد ، قطعاً به سود هر
دو خواهد بود ، هر چند کشورهای "غیر" ، از آن ناخرسند باشند.
یک استاد دانشگاه گفت: «راه درمان اقتصاد کشور بازگشت به سیاست های درست
اقتصادی و اجتناب از سیاست های غلطی مانند تعدیل اقتصادی و هدفمندی یارانه
ها می باشد.»
دکتر مهدی تقوی استاد دانشگاه و کارشناس مسائل اقتصادی در گفتگو با فرارو
گفت: «بیماری هلندی در ادبیات اقتصادی یک اصطلاح جهانی است؛ اما بنده
تاکنون نام عارضه چینی را نشنیدم و از کارشناسان می خواهم اصطلاح نسازند.»
بیماری تصمیمگیریهای غلط
وی
ادامه داد: «اقتصاد ایران دچار بیماری تصمیم گیری های غلط اقتصادی از جمله
قانون هدفمندی یارانه ها است. یعنی اقتصادی که نفت دارد و ثروت ملی را می
فروشد به جای آنکه این درآمد را صرف رشد و توسعه اقتصاد بکند حرام می کند.»
این
استاد اقتصاد دانشگاه گفت: «به نظر من اقتصاد ایران دچار بیماری هلندی
نیست؛ چون اگر درآمد ناشی از فروش نفت در داخل هزینه شده و موجب افزایش نرخ
تورم شود بیماری هلندی نامیده می شود؛ در حالی که افزایش نرخ تورم در
ایران ناشی از درآمد نفت نیست و دلارهای نفتی ایران در داخل هزینه نمی
شود.»
وی تصریح کرد: «لذا در حقیقت اقتصاد ایران دچار تصمیم گیری های غلط اقتصادی و هدر دادن منابع است.»
وی
با بیان اینکه ایران تنها کشوری نیست که هدفمندی یارانه ها را تجربه می
کند اظهار کرد: «پیش از این انگلستان در دوران خانم تاچر نیز سیاست های
نئوکلاسیک را به مرحله اجرا درآورد که شبیه قانون هدفمندی یارانه ها است.»
وی
ادامه داد: «تا قبل از روی کار آمدن خانم تاچر مردم انگلستان در رفاه کامل
زندگی می کردند؛ چون به همه چیز سوبسید داده می شد و هزینه این کار را هم
از مالیات بدست می آوردند.»
وی افزود: «اما با روی کار آمدن خانم
تاچر یارانه ها لغو شد و مردم فقیرتر و بیچاره تر شدند و از آن طرف صنعت
زدایی شد به طوری که اکنون بخش خدمات اقتصاد انگلستان همچون بانک ها و بیمه
ها گسترده تر شده است؛ در حالی که قبل از دوران تاچر بیشتر کالاهای صنعتی
صادر می شد و اکنون خدمات صادر می شود.»
این کارشناس مسائل اقتصادی
اظهار کرد: «اکنون اقتصاد ایران با یک فاجعه روبرو است و رشد اقتصادی آن
منفی است. لذا ایران باید درآمد نفت خود را درست خرج کند؛ یعنی باید درآمد
نفت را صرف توسعه صنعت و کشاورزی کرد و تولید را توسعه داد.»
درمانهای طبیعی که آنها نمی خواهند شما بدانید.!!
بسیاری از سازمانها از جمله سازمان غذا و دارو آمریکا FDA .FTC و دیگر صنایع غذائی و داروئی بزرگ چند ملیتی نمی خواهند .از رازهای مسمومیت مواد غذائی و داروئی شیمیائی و آرایشی فراوری شده .شما چیزی بدانید.!!و پشت دربهای بسته آزمایشگاههای کاملا سری .این فراورده های مصنوعی و سمی و مضر را تهیه و تولید میکنند. فقط به پول بیشتر فکر می کنند.! آنها به تبلیغات و رشوه به مقامات عالیرتبه . و فروش هرچه بیشتر و انحصاری کردن.و قبضه کردن بازار های جهانی (تجارت جهانی).در دست عده ای سرمایه دار خاص .می اندیشند.و به سلامت ملت ها فکر نمیکنند.هر چقدرشما بیمار تر باشید. آنها از فروش بیشتر خوشحالترند.پس فریب تبلیغات تلویزیون و برچسبهای رنگارنگشان را نخورید.
بطور کلی علت بیمار شدن انسان بهم خوردن تعادل PH بدن است.که با ورود سموم از طریق خوراک و داروی های شیمیائی و غیر طبیعی وارد بدن انسان میشود. و بدن را اسیدی می کند . و سیستم دفاعی بدن .در حالت اسیدی ضعیف شده و شما مستعد بیمار شدن می شوید. و در این حالت است که ویروسها و میکروبها بر شما غلبه میکنند.
وگرنه اگر بدن حالت طبیعی و قلیائی خود را داشته باشد.میکروبها از بین میروند.
ادامه مطلب ...
آیا تا کنون فکر کرده اید؟چرا سیگار میکشید؟آیا اگر نکشید چه اتفاقی می افتد؟ چرا دولتها تبلیغ دخانیات میکنند؟ و یا اصولا اگر بد است چرا تولید میکنند؟ چرا وارد میکنند؟
اگر جواب این چرا ها را بدانید .دیگر بدن خود و اطرافیان تان را با دود مسموم نمی کنید.!! بله هر دودی !! آنها به فکر جیب خود هستند.!! آنها به فکر شما نیستند.!! شما چرا؟
روز جهانی بدون دخانیات امسال به درخواست از دولتها برای ممنوعیت تبلیغ و ترویج مصرف دخانیات و خودداری از حمایت مالی شرکتهای تولیدکننده دخانیات اختصاص یافته است.
از سال ۱۹۸۸ میلادی تاکنون، روز ۳۱ مارس (۱۰ خرداد) هر سال که روز جهانی بدون دخانیات نام گرفته است، به عنوان فرصتی برای جلب توجه و ارتقای آگاهی عمومی نسبت به آثار سوء مصرف دخانیات در دنیا و مقابله با مصرف آن تلقی شده است.
هدف نهایی این است که از مصرف دخانیات در جهان کاسته شود.
این تلاشها در ابتدا بر افزایش آگاهی عمومی نسبت به عوارض مصرف دخانیات بر سلامت انسان ها متمرکز بود و بعد به آثار سوء مصرف دخانیات در شبکه حمل و نقل عمومی و اماکنی همچون رستورانها، کافهها و محیط های کار پرداخته شد.
ادامه مطلب ...

به گزارش سرویس فضای مجازی خبرگزاری فارس به نقل از باشگاه خبرنگاران، استفاده از انرژی خورشیدی این روزها به عنوان هدف اصلی همه طراحان شناخته می شود. بسیاری از طراحان همیشه به دنبال راهی برای استفاده بهینه از این انرژی درحال گذر بوده اند.
در میان همه طرح هایی که تا به حال برای استفاده از انرژی آفتاب ارائه شده است شاید طرح پیشنهادی " Kyuho Song" شاید جالب ترین باشد. او توانسته است یک پریز برق خورشیدی با حالتی جالب طراحی کند.
ادامه مطلب ...
نامزد
انتخابات ریاست جمهوری یازدهم با اشاره به بیکاری حدود ۳ میلیون نفر در
کشور، گفت: مسببین وضع اقتصادی موجود باید دادگاهی شوند.ادامه مطلب ...
ندهد مرد هوشمند جواب مگر آنکه کزو سئوال کنند.
سخن به لطف و کرم با درشتخوی مگوی که زنگ خورده نگردد به نرم سوهان پاک.
طلب کردم زدانائی یکی پند مرا فرمود با نادان مپیوند.
نعوذ بالله اگر خلق غیب دان بودی کسی به حال خود از دست کس نیاسودی.
زنبور درشت بی مروت را گوی باری چو عسل نمی دهی نیش مزن.
بگفتا نیک مردی کن نه چندان که گردد چیره گرگ تیز دندان.
سخن در نهان نباید گفت که بر انجمن نشاید گفت.
دوکس دشمن ملک و دین اند پادشاه بی حلم و زاهد بی علم.
ضعیفان را مکن بر دل گزندی که در مانی به جور زورمندی.
موحد چه در پای ریزی زرش چه شمشیر هندی نهی بر سرش.
امید هراسش نباشد زکس بر این است بنیاد توحید و بس.
بزرگش نخوانند اهل خرد که نام بزرگان به زشتی و لعن برد.
گر ز دستت بر آید چو نخل کریم باش ور ز دستت نیاید چو سرو آزاد باش.
هر که عیب دیگران پیش تو آورد بی گمان عیب تو پیش دیگران خواهد برد.!
سه چیز پایدار نماند.مال بی تجارت. و علم بی بحث. و ملک بی سیاست.
دو کس رنج بیهوده بردند. و سهی بی فایده کردند. یکی آنکه اندوخت و نخورد و نداد. و دیگر آنکه آموخت و نکرد.
ملک و مال و طلا به کس نماند.زیرا که همه اینها ار بین میرود. ولی علم .دین. و هنر .چشمه زاینده ایست.که همیشه همراه شماست.
نصیحت از دشمن پذیرفتن خطاست. ولی شنیدن رواست.تا خلاف آن عمل کنی .که عین صواب است.
شرکت توزیع انرژی شمس نیروگاه انرژی خورشیدی “شمس ۱″ را این هفته در ابوظبی افتتاح میکند. این نیروگاه انرژی خورشیدی قادر به تولید ۱۰۰ مگاوات انرژی برق که انرژی مورد نیاز ۲۰۰ هزار خانه را تامین میکند، است. این نیروگاه با این میزان تولید انرژی از طریق انرژی نور خورشید باعث کاهش تولید ۱۷۵ هزار تن CO2 در هر سال میشود.
ادامه مطلب ...
ادامه مطلب ...
پژوهشگران اعتقاد دارند که خواب بعد از ظهر بخشی از ریتم بیولوژیک روزانه است. بدن به این استراحت نیاز دارد تا استرسی که در طول روز به آن وارد شده را دفع کند. اما امروز در بیشتر جوامع خواب هنگام روز تابو است.
ژنهای ما کارکرد ساعت بدنمان را تعیین میکنند. در واقع دو بار خوابیدن، یکبار ظهر و یکبار شب، بخشی از ریتم طبیعی بدن بزرگسالان است. در مجموع این تصور وجود دارد که دلیل گرایش به خوابیدن هنگام ظهر خوردن غذای سنگین است که در ما حس خستگی و خوابآلودگی ایجاد میکند.
گوران هایاک (Göran Hajak) پژوهشگر خواب و مدیر کلینیک روانپزشکی و رواندرمانی در بامبرگ (جنوب آلمان) میگوید: «خوردن غذای مفصل تنها دلیل گرایش شدید به خواب بعد از ظهر نیست. حتی بدون خوردن ناهار نیز، احساس خستگیظهر به سراغ ما میآید. افرادی که حدود ساعت ۷ صبح از خواب بیدار میشوند، معمولا حدود ساعت ۲ بعداز ظهر احساس خوابآلودگی میکنند. البته خوردن ناهار باعث میشود که این احساس زودتر به سراغمان آید و شدیدتر باشد.»
مناسبترین مدت زمان برای خواب بعد از ظهر
هایاک توصیه میکند که اگر وقت به اندازه کافی برای استراحتی کوتاه در بین روز وجود دارد، بایستی از این فرصت استفاده کرد. " چرت بعد از ظهر" برای رفع خستگی کار روزانه و تجدید نیرو بسیار مفید است. نکته مهم در مورد برنامهریزی برای خواب بعد از ظهر این است که نباید طولانیتر از ۲۰ دقیقه باشد تا فرد وارد مرحله عمیق خواب نشود. زیرا در این صورت بیدار شدن و از سر گرفتن فعالیت و کار روزانه سختتر خواهد شد.
ادامه مطلب ...
ادامه مطلب ...
تصور کنید که آدم بسیار شروری هستید و کنترل همه طلاهای موجود در جهان را در دست گرفتهاید و تصمیم دارید همهاش را ذوب کنید و
با آن یک مکعب بسازید. فکر میکنید هر ضلع این مکعب چقدر طول خواهد داشت؟ صدها یا هزاران متر؟
واقعیت این است که طول هر ضلع این مکعب اینقدرها زیاد نخواهد بود. وارن بافت، یکی از ثروتمندترین سرمایهداران جهان میگوید که
کل طلای موجود در جهان -البته منظور طلاهای موجود روی سطح زمین است– در مکعبی به ابعاد ۲۰ متر جای میگیرد. اما آیا کل طلای موجود
فقط همین قدر است؟ این عدد را از کجا آوردهایم؟
شرکت تامسون رویترز به طور مرتب ارزیابی سالانهای از ذخایر طلا ارائه میکند و بسیاری از سرمایهگذاران این آمار و ارقام را مبنا
قرار میدهند. براساس آخرین دادههای این شرکت، کل طلای موجود در جهان ۱۷۱ هزار و ۳۰۰ تن است که با تقریب بسیار خوبی در مکعب خیالی
ما جای میگیرد.
اگر با ۱۷۱ هزار و ۳۰۰ تن طلای خالص یک مکعب بسازیم، هر ضلعش حدود ۲۰ متر و ۷۰ سانتیمتر طول خواهد داشت و اگر بخواهیم زمین تنیس
مرکزی ویمبلدون را با این مقدار طلا بپوشانیم، ارتفاعش به ۹ متر و ۸۰ سانتیمتر خواهد رسید. البته همه با آمار و دادههای تامسون
رویترز موافق نیستند. در ارزیابیهای دیگر، کل طلای موجود در جهان از حدود ۱۵۵ هزار تن (یعنی اندکی کمتر از برآورد این شرکت) تا
حدود ۲ و نیم میلیون تن، یعنی تقریبا ۱۶ برابر آن، برآورد شده است.
با ۲ و نیم میلیون تن طلا میتوان مکعبی ساخت که هر ضلعش ۵۰ متر طول داشته باشد یا میتوان در زمین اصلی ویمبلدون برجی طلایی به
ارتفاع ۱۴۳ متر ساخت.
اما دلیل این اختلاف فاحش در برآوردها چیست؟ به گفته تیموتی گرین، کارشناس تاریخ طلا، بخشی به این دلیل است که طلا از زمانهای
بسیار دور، یعنی حدود ۶ هزار سال پیش، استخراج میشده است.
اولین سکههای طلا حدود ۵۵۰ سال پیش از میلاد مسیح در دوران حکومت کرزوس، پادشاه لیدیه (منطقهای در ترکیه امروزی) ضرب شد و خیلی
زود به عنوان ابزار پرداخت و مبادله میان تاجران و سربازان مزدور در مناطق حاشیه دریای مدیترانه پذیرفته شد.
شرکت تامسون رویترز تخمین میزند که تا سال ۱۴۹۲ میلادی، یعنی زمانی که کریستف کلمب به قاره آمریکا سفر کرد، حدود ۱۲ هزار و ۷۸۰
تن طلا از معادن جهان استخراج شده بود.
یکی از سرمایهگذارانی که تحقیقات در این زمینه را بررسی کرده، جیمز تورک، بنیانگذار شرکت گلد مانی است. او میگوید که در این
ارزیابیها یک رشته بزرگنمایی انجام شده است. او معتقد است که روشهای مورد استفاده برای استخراج طلا در قرون وسطی بسیار ابتدایی
بوده و به همین دلیل، این ارقام بیش از حد بزرگ ارزیابی شدهاند و عدد واقعی به ۲۹۷ تن نزدیکتر است.
چقدر طلا در جهان وجود دارد؟
نتایج تحقیقات دانشمندان ژاپنی که روی ۳۷ هزار نفر انجام گرفته، نشان
میدهد احتمال بیماری رگهای کرونری قلب در مردان طاس هستند ۳۲ درصد بیشتر
است، اما این خطر به اندازه خطر چاقی و سیگار کشیدن نیست.
دانشمندان
دانشگاه توکیو انجام گرفته با بررسی نتایج تحقیقات گذشته -پس از حذف
عواملی مثل سابقه خانوادگی و سن- متوجه چنین رابطه ای شدند. البته ریزش موی
جلوی سر یا به اصطلاح عقب نشستن خط رویش مو تاثیری در افزایش خطر بیماری
عروقی نداشت.
دکتر توموهیده یامادا استاد دانشگاه توکیو به بی بی سی
گفت: "ما رابطه ای واضح اما خفیف بین طاسی- حداقل طاسی فرق سر- و بیماری
عروق کرونری قلب پیدا کرده ایم."
" ما فکر می کنیم رابطه ای بین این
دو وجود دارد اما نه به قوت رابطه ای که بین سیگار کشیدن، چاقی یا بالا
بودن فشار خون و کلسترول وجود دارد. بنابراین نیازی به بررسی(غربالگری)
بیماری قلبی در مردان طاسی وجود ندارد.
عید نوروز بر تمامی فارسی زبانان(ایران بزرگ) مبارک باد.
"یا مقلب القلوب و الابصار ، یا مدبر اللیل و النهار، یا محول الحول و الاحوال ، حول حالنا الا احسن الحال"
ای دگرگون کننده دلها و دیده ها، ای تدبیر کننده روز و شب، ای گرداننده سال ها، دل ها و حال ها، حال ما را به بهترین حال ها تبدیل فرما.
بهار طبیعت بار دیگر به وقوع پیوست و اراده الهی به تغییر و تحول در نظام هستی شکل گرفت.عید نوروز آغاز رویش است، رویشی که می تواند در دل و جان و حرکت رو به پیشرفت انسانها مجسم و نمایان شود.بهاری که منجر به آزادی دانه از دل خاک سیاه و سرد شود. دلهایتان شاد و الهی.فکرتان بهاری و آزاد باد./
ادامه مطلب ...
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
ادامه مطلب ...
ادامه مطلب ...
به دنبال تحریمهای جدید صورت گرفت
اعتراض ایران به تصمیم سنا
ادامه مطلب ...
ادامه مطلب ...
اکنون بهترین موقعیت برای مذاکره با آمریکا است. زیرا اوباما خود پیشنهاد داده است.
پورتال طلا وارز کشور:یکی از کارشناسان اقتصادی اعلام کرده است در حال حاضر خرید نقره به علت نقش مهم آن در تولید انرژی های تجدیدناپذیر بهتر از طلا می باشد.
به گزارش سایت طلا به نقل از ماینینگ،" استیفن لیب" یکی از کارشناسان
اقتصادی تصریح کرد: نقره نه فقط به دلیل نقش مهم آن به عنوان یک فلز
گرانبها بلکه به علت کاربرد آن در صنعت امروزی بویژه در تولید انرژی های
تجدیدناپذیر حائز اهمیت می باشد.
براساس این گزارش، از آنجایی که
اخیرا توجه جهانیان به مسائل انرژی بیشتر شده دولتها به درک اهمیت
استراتژیک نقره روی آورده اند که این امر منجر به خرید بیشتر نقره نسبت به
طلا شده است.
فلز نقره نقش بسیار مهمی را در تولید انرژی در
سراسر جهان ایفا می کند. اخیرا کشورهای چین و عربستان به انرژی خورشیدی
روی آورده اند این درحالی است که این کشورها برای برآوردن نیاز خود برای
تولید انرژی خورشیدی با توجه به ناکافی بودن نقره با مشکل مواجه خواهند
شد.
براین اساس، دولتها به منظور برآوردن نیازهای داخلی خود برای تولید انرژی خورشیدی به ذخایر نقره خود می افزایند.
درد ناشی از التهاب مفصل(آرتریت) و همچنین تلاش برای انتخاب یک مسکن مؤثر می تواند شما را دلسرد کند. برای یافتن پاسخ رایج ترین پرسش هایی که در این زمینه مطرح می شوند، شما را به خواندن این مقاله دعوت می کنیم:
آیا فعالیت بدنی، درد حاصل از التهاب مفصلی را بدتر می کند؟
اگر هم اکنون دچار التهاب مفاصل هستید، این درد با انجام فعالیت هایی که باری را بر مفاصل شما تحمیل می کند یا به انجام حرکات مداوم نیاز دارد، بدتر خواهد شد. اما اگر آسیب مفصلی شما ملایم بوده و بیشتر علائم شما مربوط به تاندون ها(رباط ها)، زرد پی ها و عضلات اطراف مفصل هستند و نه خود مفاصل، یک برنامه ورزشیملایم، می تواند درد شما را تسکین ببخشد. تمرین های کششی و تقویت کننده عضلات را حتما در برنامه ورزشی خود قرار دهید.
با پزشک خود برای تعیین راه حل و برنامه ورزشی مناسب برای وضعیت خاص خودتان، مشورت کنید. التهاب مفصل از فردی به فرد دیگر متغیر است. از پزشک تان بخواهید که نوع التهاب مفصلی شما و شدت آن را با دقت تعیین کند. از این اطلاعات برای تصمیم گیری درباره بهترین سرگرمی ها و فعالیت ها استفاده کنید.
از چه نوع فعالیت هایی عموما باید پرهیز کرد و چه نوع فعالیت هایی برای اکثر افراد مبتلا به درد التهاب مفصلی مناسب هستند؟
فعالیت هایی که فشار ناگهانی را بر مفاصل تحمیل می کنند، از قبیل بالا و پایین پریدن، و تنیس بازی کردن، علائم التهاب مفصلی را بدتر نموده و افزایش التهاب و تورم را سبب می شوند. فعالیت هایی که به نظر مفید می رسند، شامل ورزش هایی هستند که عضلات شما را تقویت نموده، از مفاصل تان حفاظت کرده و استرس و آسیب وارده به مفاصل را به حداقل می رسانند؛ برای مثال، تقویت عضلات جلو و پشت ران به حفاظت از مفاصل زانو و مفصل لگن کمک می کند.
پزشک شما ممکن است بتواند به شما ورزش هایی را یاد بدهد که باعث تقویت عضلات تان شوند، بی آنکه به مفاصل تان صدمه بزنند.
هر آنچه را می توانید انجام دهید تا فعالیت فیزیکی خود را حفظ کنید و در عین حال مواظب مفصل هایتان نیز باشید. اگر مفاصل شما دردناک تر و آسیب دیده تر از آن هستند که بتوانید فعالیتی مثل قدم زدن را انجام دهید، شنا یا سایر ورزش های آبی می توانند انتخاب بهتری برای فعال نگه داشتن و روی فرم نگه داشتن شما به حساب آیند.
چگونه می توانید خشکی و درد حاصل از نشستن طولانی مدت را کاهش دهید؟
بسیاری از افراد مبتلا به التهاب مفاصل، پس از نشستن یا استراحت کردن دچار خشکی مفاصل می شوند، به ویژه اگر قبل از نشستن یا خوابیدن، از مفاصل شان کار زیادی کشیده باشند.
بیشتر مبتلایان به روماتیسم مفصلی پس از بیدار شدن از خواب، مثلا صبح ها، دچار خشکی مفصل می شوند. این ها علائم شایع التهاب مفصلی هستند. حرکت می تواند برخی از علائم را کاهش دهد.
اگر ناچار هستید برای مدت طولانی بنشینید، وضعیت نشستن خود را برای پیشگیری از خشکی مفاصل یا کاهش آن، تنظیم کنید.
برای مثال، سرتان را به جهات مختلف بچرخانید، وضعیت بازوهایتان را تغییر دهید و ساق پاهایتان را خم کنید و بکشید. این حرکات ملایم از خشکی بیش از حد جلوگیری می کنند.
بسیاری از اوقات، پس از کار سخت و فشار بر مفاصل، این خشکی تا چند روز باقی می ماند.
در چه صورتی، پس از بروز درد التهاب مفصلی، باید به پزشک مراجعه کرد؟
در صورت بروز درد در منطقه ای جدید یا باقی ماندن علائم برای بیش از چند روز، به پزشک مراجعه کنید.
در صورتی که در همان ابتدای بروز علائم به آن ها توجه شود، درمان مؤثرتر خواهد بود. اگر می دانید که علائم شما در نتیجه فشار بر مفاصل ایجاد شده اند و پس از چند روز از بین می روند، نیازی به مراجعه به پزشک نخواهید داشت.
بهترین داروهای مسکن درد التهاب مفاصل کدامند؟
خبر خوب این است که امروزه داروهای زیادی برای التهاب مفصلی وجود دارند. اغلب آنها نسبتا بی خطر بوده و به خوبی تحمل می شوند، اما هیچ دارویی نیست که عارضه جانبی نداشته باشد.
ولی اگر درد شما فقط پس از یک فعالیت غیر معمول بروز می کند، می توانید از یکی دو عدد قرص استامینوفن استفاده کنید.
برخی از مردم به جای آن آسپیرین را ترجیح می دهند. اگر سابقه زخم معده ، خونریزی ، آسم یا آلرژی دارید، قبل از مصرف آسپیرین یا دارویی مثل ایبوپروفن با پزشک تان مشورت کنید.
اگر علائم شما طولانی بوده و مربوط به فعالیت هایی هستند که همیشه به آن ها نمی پردازید، داروهای ضدالتهاب غیر استروییدی مانند: ایبوپروفن و ناپروکسن می توانند درد شما را تسکین دهند. کسانی که آرتروز ملایمی دارند، می توانند با مصرف تنها یک یا دو قرص از گروه داروهای ضد التهابی غیر استروییدی برای یک یا دو روز، بهبود یابند.
در صورتی که علائم شما شدیدتر و طولانی تر باشد، ممکن است درگیری مفاصل تان پیشرفته تر باشد و شاید نیاز به دوز بالاتری از داروها بر طبق یک برنامه درمانی منظم داشته باشید.
به هر حال برای مصرف دارو حتما با پزشک تان مشورت کنید.
آیا درمان های مکمل، برای درد التهاب مفصلی سودمند هستند؟
در مورد این پرسش، نقطه نظرهای متفاوتی وجود دارد و پاسخ کوتاه و آسانی در مورد تمامی انواع درمان های مکمل التهاب مفصلی وجود ندارد. حتی تعریف درمان های مکمل از یک منبع به منبع دیگر متفاوت است. برای مثال، گرما، ماساژ، و کشش که در مورد بسیاری از افراد در تسکین علائم التهاب مفصلی کمک کننده هستند، توسط برخی به عنوان درمان مکمل قلمداد می شوند، حال آن که در واقع این روش ها، برای سال ها از روش های استاندارد بوده اند. مشکل موجود در این زمینه این است که درباره درمان های مکمل تا کنون بررسی کافی انجام نشده است. برای اکثر مردم، علائم مربوط به التهاب آرتریت از یک روز به روز دیگر در تغییر هستند. بنابراین اگر مثلا یک داروی گیاهی را یک روز مصرف کرده اید که به هر دلیل حال تان بهتر بوده است، ممکن است چنین تصور کنید که دارو باعث بهبودی شما شده است. در درمان التهاب مفصلی، حدود 30 درصد افرادی که دارونما به جای دارو استفاده کرده اند، حداقل به طور موقت بهبود علائم را گزارش نموده اند.
در پایان باید گفت که استانداردهای کیفی برای داروهای مکمل وجود ندارد. تحقیقات نشان می دهد که در میان مارک های تجاری متفاوت، مقادیر ماده فعال، متفاوت است و حتی این تفاوت در میان داروهای دارای یک نوع برچسب تجارتی نیز دیده می شود. همین یک دلیل برای پرهیز از مصرف آنها کافی است.
یافتن یک داروی بی ضرر و مؤثر برای درد التهاب مفصلی کاری پیچیده است که ممکن است به سال ها زمان نیاز داشته باشد. تلاش برای دور زدن روش های استاندارد می تواند نتایج زیان بار، اتلاف پول، وقت و انرژی را به دنبال داشته باشد.
ادامه مطلب ..." سرگئی ریابوکف" معاون وزیر خارجه روسیه که همزمان مسئول تیم مذاکره کننده
روسیه در گفتگوهای 1+5 با ایران نیز می باشد ، در گفتگو با " فایننشال
تایمز" با تاکید بر این مطلب گفت که گفتگوی مستقیم ایران و آمریکا می تواند
در بیرون آمدن همه طرف های درگیر در مساله هسته ای ایران از باتلاق کنونی
موثر باشد.
وی با اشاره به اینکه مسکو هیچ گاه نظری منفی درباره
گفتگوی مستقیم تهران – واشنگتن نداشته و هیچ اظهار نظر مخالفی در این باره
نکرده ، گفت ، بهتر است کانالی برای ارتباط ایران و آمریکا ایجاد شود تا دو
طرف علاوه بر گفتگوهای رسمی بتوانند به طور مستقیم و رودررو با یکدیگر
گفتگو داشته باشند.
این دیپلمات ارشد روس افزود :"ایران و آمریکا در
تماس رسمی هستند اما می توانند گفتگوهای مستقیم هم داشته باشند. چنین
گفتگویی هیچ مشکلی برای ما ایجاد نخواهد کرد ، حتی اگر این گفتگوها در خارج
از چارچوب 1+5 باشد . ما خواستار خروج همه طرف های درگیر در مساله هسته ای
ایران از باتلاق کنونی هستیم."
ریابوکف افزود که حتی اگر ایران و
آمریکا با یکدیگر گفتگوی مستقیم داشته باشند این به معنای از بین رفتن نقش و
کارکرد گروه 1+5 نخواهد بود ، چرا که این گروه متشکل از قدرت های جهانی
است که بر مبنای یک برنامه توافق شده در نشست استانبول با تهران درباره
مساله هسته ای این کشور گفتگو می کنند.
همچنین یک دیپلمات ارشد
بریتانیایی نیز به فایننشال تایمز گفت که آمریکا بهتر است برای گشایش در
پرونده هسته ای ایران با تهران به طور دو جانبه و مستقیم وارد گفتگو شود.
این
دیپلمات بریتانیایی گفت : شاید لازم باشد آمریکا با انجام گفتگوهای مستقیم
با ایران به این کشور تضمین های امنیتی وسیع تری را بدهد.
گفتنی
است در هفته های گذشته گزار شهای متعددی درباره گفتگوهای محرمانه ایران و
آمریکا در کشورهای ثالث در برخی رسانه های آمریکایی و اروپایی منتشر شد اما
تهران و واشنگتن هر دو این گزارش ها را تکذیب کردند.
چراغ خورشیدی
امروزه بشر با دو بحران بزرگ روبروست از یک طرف شهرهای بزرگ صنعتی با مشگل آلودگی محیط زیست مواجه اند که اثرات مصرف بالای انرژی در زمین و آب و هوا آشکار مشخص است از طرف دیگر هم مشاهده می شود که مواد اولیه و سوخت مورد نیاز ماشین های الکترو مکانیکی با شتاب روز افزون در حال تمام شدن است انرژی خورشید یکی از منابع تامین انرژی رایگان به شمار می رود که پاک و عاری از اثرات مخرب زیست محیطی است در سالهای اخیر در بیشتر کشورها برای کاهش و صرفه جویی در مصرف انرژی کنترل عرضه و تقاضای انرژی و کاهش انتشار گازهای آلاینده با استقبال روبرو شده اما از این انرژی خورشیدی به طور مستقیم نمی توان به جای سوختهای فسیلی استفاده کنیم بلکه باید دستگاهایی بسازیم که بتواند انرژی خورشیدی را به انرژی قابل استفاده مثل انرژی مکانیکی یا گرمایی و یا الکترسیته تبدیل کنند اما کاربردهای انرژی خورشیدی اول گرم کننده ها یکی از مصارف انرژی خورشیدی در آب گرمکن هایی است که برای گرمایش اب منازل ، کارخانجات و یا ساختمانها و استخر ها استفاده می شود همینطور در کوره های خورشیدی که برای ذوب فلزات حتی برای دماهای بسیار بالا مثل ذوب آهن استفاده می شود می توانیم دمایی تا حدود 6000 درجه سانتی گراد را تولید کنیم دومین مورد ایستگاه های آب شیرین کن است که توسط آینه هایی نور خورشید را روی مخزن آب متمرکز می کنند تا کار تبخیر را انجام دهند و سومین مورد هم الکترسیته خورشیدی است که در این روش انرژی الکتریکی به سادگی قابل تبدیل به سایر انرژی ها ست و می شود آن را هم ذخیره کرد این روش بهتر از سایر روشهاست یکی از راههای گرفتن الکتریسیته از انرژی خورشیدی ساخت نیروگاه های حرارتی خورشید است که گرمای لازم توسط آینه هایی تامین می شود و حرارت ناشی از جذب پرتوهای نور خورشید روی دیگ بخار متمرکز می شود نیروگاه های خورشیدی در آینده با مزایای قاطعی که در برابر نیروگاه های فسیلی و اتمی دارند بخصوص اینکه سازگار با محیط زیست هستند می توانند مشگل برق را در دوران اتمام ذخایر نفت و گاز حل کنند اما از مزایای نیروگاه های حرارتی خورشیدی چند نکته را خدمت شما عرض می کنیم اول اینکه در نیروگاه های حرارتی خورشیدی تولید برق بدون مصرف سوخت است دوم اینکه احتیاج به اب زیاد ندارند سوم اینکه امکان تامین شبکه های کوچک و ناحیه ای به سادگی انجام پذیر است چهارم اینکه استهلاک آن کم است و عمر زیادی هم دارد پنجم ویژگی نیرو گاه های حرارتی خورشیدی عدم احتیاج آنها به متخصص عالی است.
نرخ واقعی ارز در یک اقتصاد آزاد بر اساس عرضه و تقاضا تعیین می گردد. در
یک اقتصاد پویا با افزایش ارز آوری، نرخ ارز نسبت به واحد پول آن اقتصاد
کاهش می یابد و یا معادل آن امکان افزایش نقدینگی فراهم می گردد. و بلعکس
در یک اقتصاد ضعیف با کاهش ارز آوری قیمت ارز برای کنترل تقاضا افزایش
خواهد یافت.
ریشه یابی نوسانات قیمت ارز در یک سال و به ویژه یک
ماه اخیر به یکی از مسائل مهم اقتصاد کشور ما بدل شده است. بی شک افزایش
نقدینگی، کاهش رشد اقتصادی و همچنین کاهش درآمد های ارزی (در سال اخیر) از
عوامل اصلی افزایش قیمت دلار است. اما نکته قابل تامل ثابت ماندن نرخ دلار
در در سال های ۸۴ تا ۸۹ می باشد. طبعا در این دوره با افزایش نقدینگی و
کاهش ارزش ریال می بایست قیمت ارز نیز افزایش می یافت. اما دولت در آن
سالها تواست افزایش تقاضای ارز را با افزایش تزریق دلار به بازار جبران و
قیمت ارز را ثابت نگه دارد. با گذشت زمان روز به روز مصرف گرایی و هجوم به
سمت کالاهای لوکس خارجی افزایش یافت و بخشی از درآمد های بی سابقه ارزی
کشور به آسانی از دسترس اقتصاد و تولید داخلی خارج شد.
در طول سی سه سال گذشته همه چیزمان فدای شعار های مرگ بر آمریکا و اسرائیل. و گروگانگیری سفارت امزیکا. و صدور انقلاب. و در پی آن جنگ هشت ساله. و تحریمهای پیاپی. و قضیه انرژی هسته ای. و کمک به خط مقاومت. سوریه. عراق.لبنان.غزه. و....گردید.
آیا بهتر نبود ؟بجای شعار که حاصلی جز جنگ و تحریم و خرابی کشورمان نداشت.مانند ترکیه .قطر و کره جنوبی. سرمان را به کار خود گرم میکردیم. و اقتصاد مان را سرو سامان میدادیم. تا انوقت کشور ها بیایند از ما الگو بگیرند؟ مگر ایران چی کمتر از آنها داشت؟
یا اکنون که در جهان تک و تنها با اقتصادی بحران زده. تحریم زده. گرفتار آمده ایم.! مگر انرژی هسته ای چه گلی بر سر ما میزند؟ که باید این همه تاوان آن را ملت زجر کشیده ایران بدهد. چرا مسئولین یکبار هم که شده از این ملت نظر خواهی نمی کنند؟ که ایا این سیاست لجوجانه هسته ای را ادامه بدهیم یا با غرب سر این موضوع کوتاه آمده. و مملکت را از لبه پرتگاه تحریم و جنگ نجات دهیم؟ مگر حکومت اسلامی مردم سالار نیست؟ مگر این تلاشها را برای بهبود وضع همین مردم انجام نمیدهد؟مگر رهبر کشور نگفتند ما طبق آموزه های دین اسلام با ساخت بمب هسته ای مخالف هستیم؟ پس این همه یک دندگی برای چیست؟مگر یک نیرو گاه هسته ای با آن همه خطرات رادیو اکتیو . در کشوری که این همه نعمات خدادادی مانند نفت و گاز و... انرژی های نو مانند خورشید .باد و آب و....دارد.که هنوز مقدار زیادی از این گاز ها در منطقه میسوزد. و هوا را آلوده میکند. چقدر برق تولید میکند ؟(معادل یک هشتادم مصرف).ضمن اینکه کشور های صاحب تکنولوژی. مانند ژاپن و آلمان مشغول جمع کردن نیروگاههای هسته ای خود .بخاطر خطرات زیادش هستند.!
همیشه اینطور بوده است. هر گاه یک حکومت مردمی. در مسئله ای دچار عدم تصمیم گیری میشود. طبق قران کریم به شوری و نظر مردم مراجعه میکند. و مسئله را خاتمه میدهد.
ادامه مطلب ...